gallery image

21 January 2026

جنبش علیه" گرانی، فقر و نابرابری اجتماعی"، برای آزادی، برابری و عدالت اجتماعی


با افت شدید ارزش ریال" پول ملی" در پی افزایش قیمت دلار به بالای یکصد و چهل و پنج تومان قیمت کالاها و اجناس عمومی بشدت بالا رفت و باعث بی ثباتی در قیمت کالاها و رکود دربازار گردید. دکه داران و تعدادی از مغازه داران" کسبه در تهران،" هفتم دیماه" در اعتراض به وضعیت موجود مغازه های خود را بسته و در مرکز فروش مبایل در خیابان جمهوری تجمع و دست به اعتراض زدند. اعتراض به بازار بزرگ تهران گسترش و کسبه بازار با بستن مغازه هایشان اعتصاب کردند. پیشنهاد افزایش 20 درصدی حقوق کارمندان دولت با وجود تورم بالای 60 درصد در لایحه بودجه پیشنهادی دولت پزشکیان نارضایتی تشدید و مردم شهرها نیز در اعتراض به گرانی در خیابانها راهپیمائی کردند. با پیوستن کارگران, جوانان، بیکاران و کسبه شهرها و.... ، به اعتراضات و اعتصاب، اعتراضات معیشتی بسرعت به یک جنبش سراسری علیه گرانی ، فقر و فساد حکومتی و برای آزادی، برابری و عدالت اجتماعی تبدیل شد. نیروهای سرکوبگر رژیم" سرمایه داری دلال" اسلامی با یورش به اعتراضات معیشتی، هزاران نفر کشته و دهها هزار نفر زخمی و دهها هزار دستگیر و زیر شکنجه وحشیانه قرون وسطائی برای گرفتن اقرار تحمیلی قرار دارند. باوجود قطع اینترنت و جلوگیری از انتشار اخبار و گزارشات، وحشیگری نیروهای سرکوب با معترضین،آمار جانباختگان و تعداد و برخورد با دستگیر شدگان چنان فاجعه بار است که خشم و نفرت جامعه جهانی را علیه جمهوری اسلامی برانگیخته و جامعه را به حالت انفجار درآورده است.     

فروپاشی اقتصاد و تحمیل فقر عمومی و افزایش قیمت دلار :  

الف – سیاست خصوصی سازی و واگذاری اموال عمومی به بخش خصوصی، خصولتی و نهاد های حکومتی" نظامی، امنتی و بنیادهای مذهبی" را می توان به دو مرحله عمده تقسیم کرد:

 مرحله اول : مصادره اموال شاه و وابستگان رژیم سلطنتی به نفع بنیادها و نهادهای مذهبی و حکومتی:  

جمهوری اسلامی از فردای سقوط رژیم شاه، با مصادره اموال, املاک  و دارائی های موارد فوق و انتقال مالکیت آنان به بنیادها و نهادهای حکومتی - مذهبی از قبیل " بنیاد مستضعفان ، علوی، آستان قدس رضوی، بیت امام و.." تحت اختیار و دخالت مستقیم ولی فقیه قرار گرفت و در نهایت به ظهور قشر اولیگارشی قدرتمند حکومتی- مذهبی منتهی گردید.

مرحله دوم - اجرای سیاست صندوق بین المللی پول و بانک جهانی.

حمهوری اسلامی با دریافت وام از صندوق بین المللی پول و بانک جهانی، متعهد به اجرای سیاستهای اقتصادی نئولیبرالیستی گردید و خامنه ای برای اجرای تعهدات، دستور تغییراتی در قانون اساسی" ماده 44" صادر و بلافاصله واگذاری اموال عمومی به بخش خصوصی و حذف دخالت دولت در اقتصاد و کوچک کردن آن، با سه شیوه، به مرحله اجرا گذاشته شد.

1 – خصولتی سازی" نیمه دولتی- نیمه خصوصی: موسسات، شرکتها و نهادهای تحت اختیار وزارتخانه های دولتی از حسابرسی و درآمدی دولتی خارج و با واگذاری پنجاه و یک درصد از سهام  شرکتها و موسسات دولتی به مدیران انتخابی- سفارشی ، قشر اولیگارشی رانتخوار خصولتی شکل گرفت.

2 – بخش خصوصی: کارخانجات تولیدی و موسسات صنعتی، کشاورزی و خدمات، بصورت رانتی به افراد خاص و سفارشی واگذار گردید که عمومن با تغییر کاربردی و فروش اموال، صنعت و تولید داخلی نابود و خدمات از هم پاشید و باند الیگارشی دلال شکل گرفت.

3 – نهادهای خصوصی: با واگذاری معادن ، اسکله ها، ترانسپورت، شرکتهای پیمانکاری" ساخت و ساز " و امتیاز انحصاری صادرات نفت، گاز و مواد معدنی به سرداران " سپاهی، نظامی و امنیتی" و همچنین امتیاز موسسات علمی، فرهنگی و انحصار تجارت" شکر و.." به آیت الله ها و سران مذهبی، قشر اولیگارشی" نظامی- امنیتی- مذهبی" قدرتمندی شکل گرفت که در اعمال سیاست کلی رژیم نقش تعیین کننده ای دارند.

در نتیجه واگذاری منابع و امکانات ملی، درآمدهای دولت از این منابع قطع شد و دولت برای تخیصص بودجه اداره کشور و تامین هزینه های جاری، متکی به درصدی از دلارهای حاصل از صادرات نفت خام، گاز و پترو شیمی" که در اختیار خامنه ای" ولی فقیه"" قرار دارند و مالیاتهای مستقیم و غیر مستقیم شد. با توجه به حقوق و مزایا و هزینه های کلان" میلیاردی" مدیران دولتی و روسای حکومتی و نهادهای حکومتی و همچنین تخصیص دلار برای واردات به رانتخواران" اولیگارشی وارداتی"، دولت مجبور می شود در مقاطعی برای تامین هزینه های اجرائی، دولت مجبور می شود" دلار"ا گران به بازار  تزریق کند. بنابراین در سیستم اقتصادی فاسد جمهوری اسلامی، قیمت دلار رابطه مستقیم با هزینه ها جاری دولت رانت ارزی دارد.

در نهایت سیاست خصوصی سازی منجر به نابودی امکانات عمومی" ملی"، تولید داخلی، ثبات شغلی و ارزش نیروی کار شد و جامعه را به دو قطب کاملن متضاد تقسیم کرد، در یک قطب کارگران، کارمندان دون پایه و زحمتکشان شهر و روستا، بیکاران و... که در فقر و فلاکت زندگی میگزرانند و از امکانات اولیه زندگی و سرپناه محرومند. در قطب دیگر اولیگارشهائی که در کاخهای مجلل در مناطق خاصی از شهرهای بزرگ زندگی و با حسابهای میلیاردی بنام بچه ها و یا عضوی از خانواده اشان در بانکهای غربی بخصوص" انگلستان ، آمریکا " عمومن دو ملیتی و یا اعضائی از خانوادشان در آمریکا یا در کشورهای اروپائی اقامت دائم دارند.

مرحله سوم – شروع خصوصی سازی منابع انرژی" نفت و گاز" و معادن  مواد کمیاب و دعوت از  شرکتهای انحصاری غرب بخصوص" آمریکا " برای سرمایه گذاری و شراکت:   

همزمان با اجرای مراحل بالا، سیاست واگذاری منابع انرژی و مواد معدنی کمیاب مورد استفاده در تکنولوژی های نوین و جذب سرمایه خارجی، جمهوری اسلامی در انتظار گشایش راه معامله با آمریکا هستند تا شرکتهای انحصاری غرب را وارد ایران کنند. اما انتظاری که آمریکا دارد  خیلی فراتر از سرمایه گذاری در بخش انرژی و معادن است و آن تسلیم ایران است. ترامپ در نامه ای به خامنه ای آنرا آشکار کرد. آمریکا برهبری ترامپ خواهان مالکیت بر منابع انرژی و انحصار" استخراج، فروش و تامین امنیت مناطق بدون دخالت جمهوری اسلامی"، عدم دخالت جمهوری اسلامی در تحولات خاورمیانه، تغییراتی در قانون اساسی و ساختار حکومت و همچنین دخالت مستقیم آمریکا در تشکیلات نظامی و امنیتی مانند دوران پهلوی" یعنی مستعمره ایران همچون عراق". در حال حاضر با توجه به تحولات جهانی و بحرانهای داخلی و منطقه ای امکان معامله جمهوری اسلامی با آمریکا برغم ادامه مذاکرات" معامله" مخفی عملی نیست.

با توجه به اینکه ، جمهوری اسلامی در چنبره باندهای اولیگارشی حاکم بر سیستم اداری- مالی، نظامی- امنیتی و قضائی قرار گرفته و برای معامله با آمریکا و تسلیم ایران سر از پا نمی شناسند. اما جنبش اخیر مانع بزرگی در سر راه این معامله قرار داد و امنیت جمهوری اسلامی و توان پیشبرد معامله را زیر سوال برد. بنابراین برای نابودی این مانع  اتحاد ناخواند و نامقدسی میان آمریکا و جمهوری اسلامی بدین شکل صورت گرفت

1 –  حفظ و جابجائی مهره ها و نفوذی های وابسته به سازمانهای اطلاعاتی غرب و اسرائیل در نهادهای حکومتی توسط جمهوری اسلامی: 

تجاوز 12 روزه آمریکا و اسرائیل و افشاگری های بعدی، نشان داد که جمهوری اسلامی نه تنها در پروژه خاورمیانه ای آمریکا تعریف می شود بلکه کل سیستم مامن جاسوسان و مهره های وابسته به سازمانهای اطلاعاتی آمریکا، انگلیس و اسرائیل است. بدین جهت نه تنها رژیم، نقش مستقیم آمریکا در تجاوز 12 روزه و بمباران مراکز هسته ای را نادیده گرفت و محکوم نکرد، بلکه بلافاصله با دستور خامنه ای" ولی فقیه" روابط پنهانی برای معامله با امریکا ادامه و با آژانس توافق نامه ای در مصر امضاء و متعهد به اجرای آن گردید. خامنه ای" ولی فقیه" همچنین بلافاصله برای حفظ موقعیت خاندان لاریجانی" فراماسیونری" سرسپردگان آشکار انگلیسی جواد لاریجانی را به سمت" ریاست شورای امنیت ملی" گماشت. چند صباحی نگذشت که دستور اجرای به اصطلاح" جراحی اقتصادی" در راستای سیاستهای اقتصادی صندوق بین المللی پول را به پزشکیان صادر کرد. دولت پزشکیان با گرانتر کردن دلار، ارزش پول ملی و نیروی کار را به پائینترین سطح نزول رساند و در نتیجه با گرانی سرسام آور کالاهای مصرفی و رکود در بازار به اعتصاب کسبه بازار و تعدادی از مغازه داران تهران منجر و در نهایت مردم در شهرهای مختلف کشور در اعتراض به گرانی، فقر و فساد حکومتی به خیابان ها ریختند موجودیت رژیم زیر سوال رفت. رژیم بنا به ماهیت ارتجاعی و ضد مردمی نه تنها سعی نکرد به مشکلات" گرانی، فقر و بیکاری" مردم پاسخ دهد بلکه با ارسال نیروهای امنیتی و با همدستی عوامل سرسپرد وابسته خارجی در درون اعتراضات دست به تخریب و شناسائی نیروهای و کشتن آنها ، تظاهرات مسالمت آمیز را از مسیر خود منحرف و به خشونت کشاند. خامنه ای به بهانه صدور اطلاعیه از طرف رضا پهلوی و دخالت ترامپ دستور کشتار و سرکوب معترضین  را صادر و با قطع اینترنت برای جلوگیری انتشار اخبار جنایت علیه بشریت، دست نیروهای سرکوبگر" نظامی، پاسدار، بسیج، انتظامی و قضائی را در سکوت خبری در راه اندازی حمام خون، باز گذارد. رژیم همچنین در خلال سرکوب خونین جنبش علیه فقر، گرانی و بیعدالتی اجتماعی، 22 دیماه جیره خواران و هواداران رژیم و بخشی از افراد ناآگاه را به خیابان کشاند تا به ترامپ نشان دهد که طرف معامله وی جمهوری اسلامیست که هم قدرت سرکوب دارد و هم قدرت بسیج نیرو. غافل از اینکه با کشتار و سرکوب گشنگان، رژیم در منجلابی گرفتار آمد که زمینه سرنگونی را تسریع و هواداران خود را با آینده ای مبهم گرفتار کرد. 

2 – سران جمهوری اسلامی در تبلیغات خود می گویند، ترامپ قمار باز است، اما برخلاف گفته های آنان ترامپ قمار باز نیست بلکه صاحب قمارخانه" کازینو" است. کازینو دار باخت نمی شناسد و این قماربازها هستند که می بازند. تهدید های ترامپ مبنی بر اگر  معترضی کشته شود ما دخالت می کنیم، تلاشیست برای ختم معامله و امضا آن توسط خامنه ای است. یکی از قماربازان رضا پهلوی" بازنده اصلی" و سلطنت طلبان هستند. خانواده پهلوی سابقه ای روشن در سرسپردگی و نوکری به آمریکا و انگلیس دارند. دولت انگلستان با کودتا علیه انقلاب مشروطه تاج بر سر رضا خان میرپنج" پدر رضا" گذاشت و با اتمام تاریخ مصرفش به جزیره فرستاده شد و در آنجا مرد. پدرش" محمد رضا شاه" نیز با کودتای 28 مرداد بر علیه ملی شدن نفت برهبری مصدق توسط آمریکا و انگلیش به شاهی رسید و با انقلاب ضد دیکتاتوری و ضد امپریالیستی فراری و به سرنوشت پدرش گرفتار آمد. رضا پهلوی با درجه پائینتر به نوکری و سرسپردگی ژاندارم خاورمیانه" رژیم آپارتاید اسرائیل" درآمده و خواستار حمله آمریکا و اسرائیل به ایران است. حال ماموریت رضا پهلوی یکی از قماربازان" کازینو" صدور اطلاعیه و همدستی با جمهوری اسلامی برای سرکوب جنبش" فقرا، گشنگان و بیکاران" است. قمارباز بازنده دیگر خامنه ای" رهبر جمهوری اسلامی" است که بعد از صدور اطلاعیه رضا قمارباز، فرمان سرکوب  معترضین را صادر و حمام خون براه انداخت و خود و هودارانش را بیش از پیش گرفتار خشم مردم کرد. حال جمهوری اسلامی نه امیدی به معامله دارد و نه در میان مردم جایگاهی. با موقعیتی که پیش آمده صاحب کازینو دنبال قمار باز جدید می گردد، غافل از اینکه طوفانی در راه است که در آن نه قمار بازی وجود دارد و نه کازینو داری.   

چه باید کرد:  

جنبش اجتماعی علیه گرانی، فقر، تبعیض و بیعدالتی اجتماعی و تمامیت ایران در موقعیت بسیار حساس و خطرناکی قرار گرفته و وظیفه سنگینی را بر دوش  طبقه کارگر، معلمان، فرهنگیان، صنعتگران، کسبه، بازنشتگان، سربازان و سایر زحمتکشان ایران گذاشته است. که باید ضمن حفظ و تقویت اتحا د، همبستگی با ایجاد تشکل ها برای سازماندهی مبارزه رهائی بخش، از شناسائی و افشای سیاستهای سرکوبگرایانه رژیم و مزدوران وابسته به تجاوزگران خارجی" اجنبی" غافل نماند. در زیر به برخی موارد اشاره می شود.

1 – اتحاد، همبستگی و تشکیل برای سازماندهی و رهبری جنبش نوین انقلابی:

اعتراضات علیه فقر و گرانی و بیعدالتی نشان داد که تاریخ فردگرانی و حکومت" شیخ و شاه" بسر آمده و نیاز برهبری جمعی و سازمان یافته است که بتواند اعتصابات و اعتراضات خیابانی و مبارزات حق طلبانه مردمی را در راه جنبش نوین هدایت کند. بنابراین  وظیفه سنگین تشکل یابی و سازماندهی بر دوش  طبقه کارگر و سایر زحمتکشان شهر و روستا گذاشته شده است تا بتوانند در مقابل نیروهای متشکل و تا دندان مسلح ارتجاع حاکم، مقاومت و جنبش سراسری را رهبری کنند. در موقعیت کنونی لزوم ایجاد شوراهای کارگری و شهری، کمیته های اعتصاب، محلات، سربازان و... بعنوان آلترناتیو مترقی ضروریست.

2 – مشخص کردن صف بندی ها و جداسازی نیروهای اجتماعی:

وظیفه جنبش در موقعیت کنونی برای تشخیص و جدا کردن صف نیروهای مترقی"مردمی" با نیروهای ارتجاعی"ضد مردمی" لازم و ضروریست. طبقه کارگر" شاغل و بیکار" معلمان، بازنشستگان، پرستاران، بیکاران، کشاورزان، قشر پائین و کم درآمد"  با درامد زیر خط فقر" از 15 تا 50 میلیون تومان"در صف جنبش قرار دارند که با آب رفتن قشر متوسط بر تعدادشان افزوده می شود. در صف مقابل، تمامیت سیستم فاسد جمهوری" سرمایه داری دلال" اسلامی شامل اولیگارشها" در جبهه اصلاح طلب و اصولگر و اقتداگران" و سران نیروهای سرکوبگر نظامی، امنیتی و نهادهای حکومتی و مذهبی که  از حقوق دریافتی کلان" از 100 میلیون تا یک میلیارد تومان" با امتیازات ویژه و منتفع از رانتهای حکومتی و دلاری که یک نمونه آن 117 میلیارد دلاری که هنوز به کشور برگردانده نشده است. همچنین عوامل وابسته و سرسپرده به ارتجاع بین المللی همچون" خانواده رضا پهلوی، سلطنت طلبان، مجاهدین خارج از کشور تحت رهبری" مریم رجوی" و ... که بیشرمانه خواستار حمله نظامی آمریکا و اسرائیل به ایران هستند.

4 –  انتهای پروژه آمریکا و بازی جنایتکارانه و معامله گرایانه جمهوری اسلامی:

پروژه آمریکا در خاورمیانه ماهیتن بعد از نابودی عراق، افغانستان، لیبی، سوریه و جنایت ضد بشری و نسل کشی فلسطینیان و نابودی کامل غزه با عاملیت رژیم" آپارتاید" اسرائیل روشن و با تجاوز به ونزوئیلا و اسارت رئیس جمهور این کشور برای تصاحب نفت، معادن و کنترل کشور، ماهیت تجاوزگری و غارتگرایانه آمریکا را برای افکار بین المللی روشن ساخت و دولت ترامپ در بحران عمیق بین المللی و داخلی گرفتار ساخت. در ضمن روشن شد که تمامی این تجاوزها بدون نفوذی های داخلی و معامله با  مهره های سازمان یافت درون ساختار حکومتی غیر ممکن بودند. همچنان که در تجاوز 12 روزه آشکار شد بدون عوامل نفوذی و مهره های درونی در بالاترین نهادها و ارگانهای حکومتی امکان نداشت، چنین کشتار و خسارتی به زیر ساختهای کشور وارد سازند. بنابراین جمهوری اسلامی به امید به معامله با دولت ترامپ برای سرکوب جنبش نوین حمام خون راه انداخت تا ایران را تسلیم آمریکا کند. غافل از اینکه جنبش زنده است و با گسترش خود این معامله را همراه با جمهوری اسلامی به زباله دان تاریخ خواهد سپرد.    

درنهایت:

جنبش نوین مردم بر علیه فقر ، گرانی، بیکاری و بیعدالتی اجتماعی جرقه پرچم جنبش انقلابی کار، مسکن و آزادی و حکومت شوراها را برافراشت. این جنبش در ادامه جنبشهای قبلی با آزادی، برابری، ضد هر نوع تبعیض، عدالت اجتماعی و مبارزه با هرگونه دخالت دولتها و عوامل خارجی تکمیل شده و هیچ نیروی سرکوبگری یارای مقاومت در برابر جنبش نوین و انقلابی ندارد. پیش بسوی تحکیم اتحاد، همبستگی و ایجاد شوراهای سراسری کارگران و سایر زحمتکشان  و کمیته های اعتصاب و محلات برای مقابله با نیروهای سرکوبگر و گذار از جمهوری" ارتجاعی" اسلامی و به زباله دان تاریخ سپردن معامله کثیف تسلیم ایران